۱۸ تیر ۱۳۹۹
تیر ۱۸, ۱۳۹۹

خیالات شبهای دراز زمستان (نسیم شمال)

تیر ۱۸, ۱۳۹۹ ۰ دیدگاه

خیالات شبهای دراز زمستان (نسیم شمال)

سید اشرف‌الدین حسینی گیلانی (۱۲۸۷ ق. قزوین – ۱۳۵۲ ق. تهران یا ۱۳۱۳ خ / ۱۹۳۴–۱۸۷۰ م) معروف به نسیم شمال شاعر احمدسرا، نویسنده و مدیر روزنامه نسیم شمال از روزنامه‌های دوره مشروطیت ایران بود. اشعار سید اشرف‌الدین گیلانی بیش از بیست هزار بیت است. کتاب باغ بهشت و نسیم شمال قسمتی از آثار فکاهی اوست.

شبی در خواب دیدم محرمانه عروس تازه آوردم به خانه

بریدم رخت دامادی شبانه چنین می گفت رقاص زنانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

گداها را همه مسرور دیدم شکمها را همه معمور دیدم

بفصل عیش جشن سور دیدم زدم فی الفور طبل شادیانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

بدیدم قطع گردیده صداها لباس تازه پوشیده گداها

بدوش جمله از اطلس رداها همه با طمطراق خسروانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

زحلویات رنگارنگ شیرین زسوهان قم و سوقات نائین

از آن نان برنجی های قزوین بیامد از برایم بار خانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

بحلوا مسقطی می گفت پشمک بزن بر راحه الحلقوم چشمک

بایشان باغلوا گفتا بچشمک بود چشمک ز اطوار زنانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

بدیدم اغنیا کرده حمایت زکوران و شلان کرده رعایت

بیادم آمد آندم این حکایت که جنت میدهد حق با بهانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

بچیدم هفت سین اندر شبستان سماق و سنجدو سیب و سپستان

سپندو سیرو سبزیهای بستان زدم بر ریش خود از شوق شانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

صلوه زهر رفتم منزل خان بدیدم سفره چی میگسترد خوان

به روی میز نعمتهای الوان گروهی جمه در آن آستانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

زاقسام خورش در سفره چیده خوروش ها را همه ناظر چشیده

قدح با آبلیمو صف کشیده مثال گفتگوی شاعرانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

یکی شامی باستعجال میخورد یکی کوکو بعیش و حال میخورد

یکی با کاردو با چنگال میخورد یکی هی لقمه میزد تاجرانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

بپای جوجه ماهی بوس میزد فسنجان از شعف ناقوس میزد

ترک فریاد یا قدوس میزد شده روغن از اطرافش روانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

کته چون دامن دشت نهاوند چلو طعنه زده بر کوه الوند

باو چون قله کوه دماوند نموده مرغ در وی آشیانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

بدل گفتم عجب کشکی سریدم عجب بهر فقیران سفره چیدم

عجب خیری از این مشروطه دیدم عجب تقسیم شد وجه اعانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

عجب اصلاح شد اوضاع ایران عجب آباد شد این خاک ویران

عجب جمع آوری شد از فقیران عجب بیجا زدیم اینقدر چانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

چرا خوابیده ای فصل بهار است الاله شعله ور در کوهسار است

بنفشه جلوه گر در جویبار است نمی دانم خبر داری تو یا نه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

نه ادراک و نه استعداد داریم نه مشروطه نه استبداد داریم

فقط در بیستون فرهاد داریم زشیرین نیست نامی در میانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

همیشه تشنه نهر آب بیند گرسنه نان سنگک خواب بیند

برهنه خرقه ی سنجاب بیند مقصر خواب بیند تازیانه

شتر در خواب بیند پنبه دانه

گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه